دارو؛ قربانی سیاستهای ارزی

دکتر هادی احمدی، سخنگوی انجمن داروسازان ایران
هر روز، در داروخانههای کشور، صحنههایی تکرار میشود که هیچ آمار و گزارشی آنها را ثبت نمیکند. مادری که از این داروخانه به آن داروخانه میدود تا دارویی برای فرزندش پیدا کند. سالمندی که نسخهاش را محکم در دست گرفته و از خودش میپرسد: اگر امروز داروی قلبم را پیدا نکنم، فردا چه میشود؟ بیماری مبتلا به سرطان که زندگیاش به یک قوطی دارو گره خورده و برایش هر ساعت تأخیر، چیزی بسیار فراتر از یک رقم در گزارشهای مالی است.
پشت هر نسخه، یک انسان ایستاده؛ با امیدی که سعی میکند از دست ندهد، با اضطرابی که سعی میکند پنهان کند، و با این باور ساده که نظام سلامت، در سختترین لحظهها او را تنها نمیگذارد.
اما امروز دارو، بیش از هر زمان دیگری، گروگان تصمیمهای اقتصادی شده است. تأخیر در تخصیص ارز، بدهیهای انباشته، گرههای بیمهای و کمبود نقدینگی، بیسروصدا زنجیره تأمین دارو را فرسوده کردهاند. و وقتی حلقهای از این زنجیره میشکند، این بیمار است که تاوانش را میدهد؛ نه با پول، که گاهی با درد و با زمان از دسترفته.
این روزها مسئولان هم از این نگرانی میگویند، اما نه با یک زبان. از یک سو هشدار میدهند که دهها قلم دارو کمیاب شده و برخی در وضعیت بحرانیاند، و تأکید میکنند پرداخت مطالبات حوزه دارو را نباید به سال بعد موکول کرد. از سوی دیگر میگویند هنوز زود است اسمش را «کمبود» بگذاریم و مشکل فقط تأمین ارز، مواد اولیه و اعتبار است.
راستش را بخواهید، این دو حرف یک چیز را میگویند، فقط با دو لحن متفاوت. کمبود دارو یک اتفاق ناگهانی نیست؛ نتیجه طبیعیِ تأخیر در تأمین ارز و کمبود نقدینگی است که کمکم خودش را نشان میدهد. اگر امروز این گرهها باز نشوند، فردا کمبودها عمیقتر خواهند شد؛ همینقدر ساده.
در روزهای اخیر خبرهایی هم شنیده شد از اینکه میلیاردها دلار نیاز ارزی حوزه دارو و تجهیزات پزشکی همچنان بیپاسخ مانده، در حالیکه برای واردات کالاهایی که ضرورتی نداشتند، ارز تخصیص یافته است. اگر این خبر درست باشد، سؤال جامعه پزشکی و داروسازی خیلی ساده است: مگر میشود چیزی مهمتر از دارو، برای زنده ماندن آدمها، وجود داشته باشد؟
داروسازان هر روز، پشت پیشخوان، باید به چشم بیمارانی نگاه کنند که میپرسند «چرا نیست؟» و جوابی برایشان ندارند. داروخانه جایی نیست که درباره ارز تصمیم میگیرند؛ اما جایی است که مردم اولین بار اثر آن تصمیمها را روی پوست خودشان حس میکنند. داروساز هم مثل بیمار، از این وضعیت رنج میکشد؛ چون کارش رساندن دارو به دست کسی است که به آن نیاز دارد، نه توضیح دادن درباره بودجه و ارز. امنیت دارویی فقط یک بحث اقتصادی نیست؛ بخشی از امنیت ملی و اعتماد اجتماعی یک کشور است. همانطور که هیچ کشوری امنیت غذایی یا امنیت دفاعیاش را عقب نمیاندازد، امنیت دارویی هم نباید قربانی تأخیرهای اداری و اختلافهای مالی شود.
خواسته امروز جامعه داروسازی، یک مطالبه صنفی نیست؛ یک خواهش انسانی است. تأمین بهموقع ارز دارو، پرداخت بهموقع مطالبات زنجیره تأمین و حمایت از تولید داخلی، پیش از آنکه به نفع صنعت داروسازی باشد، به نفع همان بیمارانی است که هر روز چشمبهراه دارویشان هستند.
بیایید دارو را با اعداد و ردیفهای بودجه نبینیم؛ بلکه با چهرهی همان بیماری که پشت پیشخوان داروخانه ایستاده و فقط یک سؤال دارد: «داروی من را پیدا کردید؟». جواب همین یک سؤال، آزمون انسانیت، تدبیر و مسئولیتپذیری همه ما است.





